|
ساز دل
|

ارزوي من اين است:![]()
كه 2 روز طولاني در كنار تو باشم فارغ از پشيماني
ارزوي من اين است :![]()
يا شوي فراموشم يا كه مثل غم هر شب گيرمت در اغوشم
ارزوي من اين است :![]()
هستي تو من باشم لحظه هاي هشياري مستي تو من باشم
ارزوي من اين است :![]()
تو غزال من باشي تك ستاره ي روشن در خيال من باشي
ارزوي من اين است :![]()
در شبي پر از رويا پيش ماه و تو باشم لحظه اي لب دريا
ارزوي من اين است :![]()
مثل ليلي و مجنون پيروي كنيم از عشق اين جنون بي قانون
ارزوي من اين است :![]()
زير سقف اين دنيا من براي تو باشم تو براي من تنها
باز هم ساعت ۹:۰۳دقيقه ،باز هم پشت سیستم ، باز هم تولد ... ، یکسال گذشت . یکسال پر از خاطره ، پر از تجربه ، پر از هیاهو ، پر از روزهای خوب . قشنگ و پر از ناتمام های بی شمار و گفتنی های ناگفته و نوشتنی های نا نوشته .
اما :
برگ سبزی ست تحفه درویش ................ چه کند دلکوک همین دارد و بس
بنا به رسم معمول هر اغازی را پایانی و هر امدنی را رفتنی ست . به قول شاعر : <<باید امشب بروم >> وباز هم ناتوانی قلم من از بیان احساسم و خوشحالیم از این که در این یکسال با من بودید و منو تنها نگذاشتید . . بیشتر از یه دنیا ممنونم . و بهترین ارزوها رو براتون دارم .
و در اخر به گفته یک هنرمند :
<< ای کاش هنر را ان گونه که لایق ا ست پاس بداریم که در قانون مقدس نت ،
احساس ، ترانه ، نه جایی برای کینه است ، نه بدی ، نه سیاهی و نه اندوه >>
Delkook

به سال ۱۳۳۰ حسین علیزاده در تهران متولد شد و پس از تحصیلات ابتدایی، تحصیلات متوسطه را در هنرستان عالی موسیقی ملی گذراند ، و از دانشکده ی هنرهای زیبا فارغالتحصیل شد . علیزاده موسیقی را از استادانی چون : علی اکبر شهنازی ، داریوش صفوت ، هوشنگ ظریف ، حبیب الله خان صالحی ، نورعلی برومند ، محمود کریمی ، عبدااله دوامی ، یوسف فروتن و سعید هرمزی اموخت .
علیزاده فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۴۷ در ارکستر رودکی ، به رهبری حسین دهلوی ، اغاز کرد . از سال ۱۳۴۹ در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ، به عنوان تکنواز سرپرست گروه ، کنسرت هایی در داخل و خارج کشور اجرا کرد و در سال ۱۳۵۵ قسمتی از کارهایش را در رادیو به اجرا گذاشت و با اقدام به تشکیل گروه << عارف >> و همکاری با گروه << شیدا >> نقش ارزنده ای در شناساندن و اشاعه موسیقی سنتی ایران ایفا کرد .
عیلزاده با تدریس در دانشکده هنرهای زیبا ، مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی سنتی ایران ، کانون فرهنگی << چاووش >> و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، گام های بلندی در حفظ و ترویج موسیقی ایران بر داشته است .

وی مدتی برای مطالعه و تحصیل در رشته موسیقی به المان رفت و اثار ساخته شده ی خود را ضمن تحصیل در ان جا ارائه کرد . وی اهنگ های درخشانی را تاکنون ساخته که می توان از : << نی نوا >> ، << حصار >> ، << سواران دشت امید >> ، << سرودهای اذربایجان >> و قطعه ای زیبا که در ماهور با ارکستر سمفونیک تهران اجرا کرده است .
حسین علیزاده در سال ۱۳۵۵ در مرکز حفظ و اشاعه جزوه یی درباره موسیقی ایرانی انتشار داد به نام << نگرشی نوین درباره دستگاه نوا >> که در ان از حالات معنوی و روحانی این دستگاه اطلاع می هد . دیگر اثار علیزاده عبارتند از : << تصانیف منفرد برای >> بر روی اشعار مولوی ، حافظ ، ه. ا . سایه . << ترکمن >> برای سه تار و ارکستر ، << فانتزی >> برای گیتار و ارکستر و سازهای کوبه ای و قطعات متعدد برای تار و تصنیف و قطعات مختلف برای کودکان و نوجوانان و ...
علیزاده برای معرفی و شناساندن هر چه بیشتر موسیقی ملی و سنتی کشور ، تاکنون مسافرت هایی به کشورهای : فرانسه ، المان ، امریکا ، انگستان ، سوئد ، دانمارک ، و ایتالیا کرده است .

من طرحی از روی تو را

جلال ذوالفنون به سال ۱۳۱۶ شمسی در شهر اباده ، میان مردمان خونگرم و مهمان دوست جنوب ، دیده به جهان گشود . زخمه های سه تار پدرش که از عاشقان موسیقی اصیل ایرانی است و نغمه های دلنشین ویلون برادرش ، محمود ذوالفنون ، از بدو تولد وی نوازشگر گوش و جلادهنده ی روح حساس او بود و به همین امر موجب گردید تا جلال در سن ده سالگی به فراگیری موسیقی روی اورد .
وی که تحت تاثیر پدر هنرمندش قرار داشت ، علاقه زیادی به نواختن سه تار داشت و موسیقی را با این ساز اغاز کرد و پس از مدتی در هنرستان ملی موسیقی ثبت نام نمود تا موسیقی را با اصول علمی بیاموزد . ولی چون در هنرستان به سه تار اهمیت چندانی نمی دادند ، دلسرد شده و مدتی را روی ساز دیگر گذراند تا این که پس از مدتی تصمیم می گیرد به جای سه تار ، تار را جهت اموزش و نواختن انتخاب نماید و با تمرین و نواختن این ساز ، متوجه می شود که ویلون را هم می تواند تمرین کند و استعداد نواختن ان را دارد . لذا نزد برادرش که استاد ویلون بود شروع به فراگیری این ساز می نماید . برادرش که استعداد و علاقه ی او را می بیند ، او را به شاگردی می پذیرد ولی جلال برای دل خود نیز گهگاهی سه تار می نواخت و استاد هنرستان ، موسی خان معروفی نیز در زمینه تکنیک سه تار هر وقت فرصت می یافت راهنمایی هایی به او می کرد .
جلال مدت هشت سالی که در هنرستان بود ، تار ، سه تار و ویلون را در کنار هم اموخت و پس از پایان دوره هنرستان به استخدام اداره هنرهای زیبا که بعدا" به وزارت فرهنگ و هنر و وزارت اموزش عالی تبدیل شد در می اید و در کادر اموزشی ان سازمان به تدریس موسیقی مشغول شد و چندی بعد که رشته موسیقی در دانشگاه تهران دایر شد به دانشگاه رفته و در ان جا که اموزش به صورت سنتی یعنی سینه به سینه بود با مرحوم << نور علی خان برومند >> و دکتر << داریوش صفوت >> که استادان دانشگاه بودند اشنا و نحوه کار ایشان باعث گردید که برداشت تازه یی از موسیقی ایرانی بنماید . در این زمان بود که جلال متوجه می شود موسیقی ایرانی را می تواند با حالت های خاص خود به نحوی که تا حدی مورد پسند اهل فن و اساتید باشد اجرا کند و چون تار و ویلون را زبان گویایی برای بیان احساس خود نمی دید از سال ۱۳۴۶ کار خود را روی سه تار متمرکز می کند و خودش در این باره می گوید :
<سه تار سازی است خوش صدا و دلنشین و از نظر نوازنده نیز سازی است کامل ، با وفا و فرمانبردار > .
از این به بعد تمام فکر و حواس وی به دنبال سه تار و نواختن بود و هر امکانی را که به دست می اورد برای پیشبرد این ساز به کار گرفت . از نوارهای مرحوم << صبا >> و مرحوم << ارسلان خان درگاهی >> استفاده کرد و ازراهنمایی های ارزشمند دکتر << داریوش صفوت >> نیز بهره ی فراوان برد .
پس از اتمام دانشگاه همکاری ، خود را با مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی اصیل ایرانی که در واقع مکمل موسیقی دانشگاه تهران بود شروع نمود . ضمنا" در دانشگاه ، موسیقی ایرانی را تدریس کرد .
جلال معتقد است : << در زمینه فراگیری موسیقی ایرانی به یکی دو استاد نباید اکتفا کرد بلکه باید هر جا که از موسیقی ایرانی خبری هست سر زد و توشه یی برگرفت تا شخصیت هنری رشد کند و بال و پر بگیرد و به تواند پرواز کند و در چنین شرایطی است که می توان اثر قابل توجهی به وجود اورد و در واقع از مرحله ابتدایی هنر به مرحله تحقیق و خلاقیت رسید >> .

ابوالحسن صبا در سال ۱۲۸۱ در تهران متولد شد . ابتدا در کودکی نزد پدرش کمال السلطنه با تعلیم سه تار اشنایی پیدا کرد و سپس ضرب را نزد یکی ااز بستگانش شروع کرد و چندی بعد نزد حاجی خان نوازنده ضرب ان زمان را تکمیل نمود .
صبا اصول نواختن سه تار را نزد اقا میرزا عبدالله و غلامحسین درویش خان اموخت و پیش از اشنایی با ویلون ، نزد حسین خان اسماعیل زاده به را فراگرفتن کانچه همت گماشت و ویلون را نزد حسین خان هنگ افرین و در سال ۱۳۰۲ به کلاس در درس کلنل وزیری ، در مدرسه عالی موسیقی رفت .
صبا علاوه بر این سازها با نواختن سنتور نیز اشنایی کامل داشت . به طوری که بعدها با همکاری حبیب الله سماعی جان تازه ای به این ساز ایرانی دادند. صبا تا ان زمان که در قید حیات بود ، همیشه با فروتنی ترجیح می داد او را فقط به عنوان یک نوازنده بشناسند ، اما او هنرش در نوازندگی تنها خلاصه نمی شد زیراعلاوه بر نوازندگی سازهایی چون : ویلون ، کمانچه ، سه تار ، تار ، قانون ، سنتور ، پیانو ، فلوت ، نی ، ضرب و دف ، با نقاشی ، ادبیات ، نجوم ، پرورش گل و صنایع ظریفه اشنایی تام داشت .
روح الله خالقی معتقد بود که صبا در کارموسیقی استعداد ذاتی دارد و به همین منظور هم کمتر موسیقیدان ایرانی است که مثل او با بسیاری از سازها اشنایی داشته باشد و بتواند مانند او ان ها را بنوازد به طوری که یک نفر موسیقیدان ایتالیایی که در زمان حیات صبا با او ملاقات کرده است درباره اش می گوید : << این مرد به تنهایی یک ارکستر کامل است >> .
صبا مردی بود پاک نهاد ، خوش برخورد و دور از تکبر و در اوان جوانی در قورخانه کار می کرد و با توجه به حقوق قابل ملاحظه ای که به او می دادند ولی او موسیقی را بیشتر راغب بود و کارهای فنی را که در قورخانه نظیر : نجاری ، ریخته گری ، سوهان کاری ، و ... اموخته بود بعدها در ساختن الات و ادوات و اسباب موسیقی به کار گرفت و به خصوص بیشتر مواقع در کارگاه نجاری که متعلق به دوستش در کوچه ظهیرالاسلام نزدیک منزلش بود می رفت و در ان جا به تعمیر یا درست کردن ان ادوات می پرداخت .
اثار صبا را می توان به ۲ دسته تقسیم کرد . دسته اول شامل : اجراهای ویلون ، سه تار و تار . که اکثر ان ها به صورت صفحه در دست است . دسته دوم شامل : تصنیف ها ، اهنگ های گرد اوری شده محلی و اثار تئوریک است . صبا کتابی تحقیقی درباره شناسایی سازهای ایرانی و تاریخچه ان ها نیز تالیف کرده است . اکثر موسیقیدانان بزرگ و معروف ایران نظیر : حبیب الله سماعی و حسین تهرانی با راهنمایی او با موسیقی علمی اشنا شدند و شاگردانی نظیر : مهدی خالدی ، علی تجویدی ، حبیب الله بدیعی ، فرامر پایور ، مجید وفادار از شاگردان سرشناس او می باشند . و دیگر که گفته می شود طبق یک امار تقریبی نزدیک به دوهزار نفر از محضر استاد صبا در رشته های : ویلون ، کمانچه ، سه تار ، تار ، سنتور ، قانون ، ضرب و فلوت تربیت شده اند . از اثار صبا : << زنگ شتر >> ، << کاروان >> ، << زرد ملیجه >> ( گنجشکک زرد ) ، ... و چهار مضراب های مختلف را می توان نام برد .
می خواست که گل دم زند از رنگ و بوی دوست
تن تو اهنگی ست
و تن من کلمه ای ست که در ان می نشیند
تا نغمه ای در وجود اید
سرودی که تداوم را می تپد
در نگاهت همه ی مهربانی هاست :
قاصدی که زندگی را خبر می دهد
و در سکوتت همه ی صداها :
فریادی که بودن را تجربه می کند

همه
لرزش دست و دلم
از ان بود
که عشق
پناهی گردد ،
پروازی نه
گریزگاهی گردد .
موسیقی از هنرهای ظریف و هفتگانه دنیاست . سه عامل اساسی به طور کلی در موسیقی نهفته است که عبارت از ملودی ، ریتم و هارمونی می باشد .
ملودی ، که همان << نوا >> می باشد از احساس و روان هنرمند سر چشمه می گیرد و معرف غم ها و شادی های درونی وی می باشد که به شنونده اواز و موسیقی انتقال می یابد .
ریتم ، برای موزون و یکنواخت کردن نوای موسیقی و پشت سر هم بودن و تداوم اهنگ به وجود امده ، هماهنگ کردن موسیقی را هارمونی می نامند و موسیقی خوب جهانی امروز ان موسیقی است که دارای هارمونی ، ریتم و ملودی تکمیلی باشد .
اپرا ، نمایشی است توام با اواز و همراه با ارکستر . اپرت به برنامه های کوچکی گفته می شود که از زندگی و اهنگ های عامیانه و به اصطلاح مردم کوچه و بازار الهام می گیرند .
پیش درامد اهنگ ها را اورتور یا مقدمه می نامند .
سویت ، به یک رشته موسیقی کلاسیک گفته می شود که پیاپی نواخته می شود . سونات ، قسمتی از موسیقی است که به وسیله یک یا دو ساز نواخته می شود .
موسیقی اوازی ، موسیقی است که همراه ساز با صدای زن یا مرد همراه شود و این بهترین موسیقی جهان است . زیرا انسان به خوبی می تواند از طریق صوت خدادادی احساسات شادی یا غم را بیان نماید .
موسیقی مذهبی ، در مساجد ، کلیساها ، معابد و خلاصه مکان های مقدس اجرا می گردد . انسان بدین وسیله احساسات پاک و بی الایش خود را خالی از هر شائبه با خالق بی همتا در میان می گذارد .
سمفونی ، اهنگ هایی است که برای ارکسترهای بزرگ نوشته می شود .
کنسرتو ، به گروه نوازندگانی اطلاق می گردد که به اتفاق اهنگی را اجرا می کنند .

شعر یعنی : کودکی ، معصومیت حافظه ، خاطره
شاعر : کودکی ست که قد می کشد اما پیر نمی شود
شاعر ادمی ست که همیشه و برای همه ، در استانه ی گریه است
این ادم کودکی ست که بی وقفه می گرید
غزل می گرید
ترانه می گرید
چه شد شاعر که در باغ ام گلی دیگر نمی روید به اهنگ قدم هایم کسی شعری نمی گوید
چه بیهوده ،گل الوده ، که باران هم نمی شوید ببین حتی گل شب بو شب ما را نمی بوید
هنوز از تو در این میدان ، صمیمی تر نمی بینم از این تنها درخت شب ، کسی را سر نمی بینم
هنوز از من ، هنوز از تو ، شبی دییگر نمی بینم به جز چشم سیاه تو ، شبی دیگر نمی بینم
غم چشمان اهو را تو می فهمی
عبور از نور جادو را تو می فهمی
غریق و موج و پارو را تو می فهمی سکوت هر غزل گو را تو می فهمی
تو می فهمی
از این هستی چنان مستم که می لرزم که می بازم
که در شام غزلسوزان تو را دارم تو را دارم
پر از سوزم ، پر از روزم چه رنگینم چه هشیارم
ببین با تو چه بیدارم چه بسیارم چه سرشارم
سبک :
نوع صدا و ارکستراسیون ، نحوه اجرا و نوازندگی ، رنگ ها و چهره های متفاوتی از موسیقی ، وقتی کنار هم قرار می گیرند تشکیل یک سبک را می دهند . هر سبکی می تواند دارای شاخه ها و زیر شاخه های متعددی باشد اما با این حال ترکیب و بافت هر سبکی محدود است یعنی این که چه یک با یک ساز زده شود و چه با سازهای مختلف ، نباید از قالب مخصوصی که برایش در نظر گرفته شده خارج شود تا بدین ترتیب بر اساس صدایی که به گوش شنونده می رسد او قادر به تشخیص نوع سبک دلخواهش باشد .
در موسیقی پاپ ایران می توانیم سبک های مختلفی چون تکنو ، راک و ... را در کنار هم بشنویم که در مجموع همه این ها زیر شاخه موسیقی می شود که ما از ان به عنوان موسیقی پاپ ایرانی نام می بریم . این گونه استفاده سبک های مختلف را تلفیق می نامند و در موسیقی تلفیقی می توان سبک های مختلف را در کنار هم قرار داد و با استفاده از خلاقیت ، استایل های جدیدی را به وجود اورد .
سبک ۶ و ۸ :
۶ و ۸ که به صورت کسر شش هشتم نوشته می شود یکی از ریتم های استانداردهای جهانی است که به وفور در موسیقی پاپ ایران کاربرد دارد . متاسفانه در ایران از سر بی علمی ، بیشتر از این که برای این استایل ، از واژه ریتم استفاده کنند ، ان را به عنوان یک سبک می خوانند هر چند که با توجه به وقت و سرمایه ای که در به کارگیری و ساخت این نوع ریتم در موسیقی پاپ ایران صرف شده و می شود این جمله زیاد هم هم اشتباه نمی باشد که بگوییم در این نوع ریتم دیگر صاحب سبک شده ایم . اما به هر حال از نظر علمی ، ۶ و ۸ یک ریتم و استایل است و نه سبک چرا که فضا ، رنگ و نوع ارکستراسیون یک موسیقی می تواند تعیین کننده سبک باشد نه تعداد اثاری که در یک ریتم ساخته و ارائه می شود . گفتنی است که این نوع ریتم را می توان در سبک هایی مثل تکنو ، متال ، هارد راک و ... نواخت .
سبک تکنو :
تکنو یکی از سبک های مهم و رایج جهانی می باشد که اصطلاحا" ان را موسیقی روز می نامند چرا که به علت بالا بودن سرعت ( تمپو ) در ان ، بسیار مورد توجه جوان ها قرار می گیرد . این نوع موزیک سراسر ریتم می باشد و احتیاج به میکروفون گذاری و صداگرفتن از سازهای واقعی و اگوستیک را ندارد چرا که صداها در ان به صورت الکترونیک محض می باشند . البته یک سری سازهای اگوستیک را هم می توان با استفاده از رنگ امیزی های خاص در دل اینجور سازهای الکترونیک جای داد اما باز هم جنس الکترونیک را به خود خواهند گرفت . پایه و اساس این سبک به روی سازهایی است که صداهای غیر طبیعی تولید می کنند مثل سینتی سایزر که می توان با استفاده از ان ها فضاهای الکترونیک مورد نیاز این سبک را به وجود اورد . به طور مثال می توان از خواننده ای به نام اسکوتر نام ببریم که به علت ارائه اثاری بسیار هارد توانسته چندین بار جزء بهترین ها قرار بگیرد .
سبک رپ :
این سبک نیز متعلق به سیاهپوستان می باشد و حتی ان را از بافت و ریشه خود می دانند . در سبک رپ ، این کلام است که به صورت انتقادی و اجتماعی حرف اول را می زند و بعد ریتم و مهم تر از این دو دیدیو کلیپی است که برای قطعات ساخته شده در این سبک می سازند .
بسیاری از موزیسین های دنیا ، این سبک را زیاد قبول ندارند و حتی به علت به وجود امدن این سبک ، دهه نود را دهه مرگ موسیقی نامیدند که پول و تبلیغات به جای هنر حرف اول را می زد ! چرا که معتقدند از ان جایی که این سبک تنها در یک ریتم نواخته می شود فاقد ارزش زیادی می باشد ! اما با این حال بر این عقیده هم هستند که ساختش کار هر کسی نیست گر چه خواندنش برای اکثریت کار زیاد سختی نیست ! چرا که به جای خواندن ، اکثرا" در ان صحبت می کنند و این باعث می شود هر کس خود را خواننده بنامد .
خواننده و اهنگساز بسیار معروف این کاره که توانست تحول عجیبی را نیز در موسیقی رپ به وجود اورد به طوری که خشم سیاهپوست ها را بر اورده کند جوان سفید پوستی به نام امینم فیتورینگ دیدو بود چرا که توانست جایزه اول موسیقی رپ را به خود اختصاص دهد .
جاز :
موسیقی جاز ، موسیقی است که تولدش از امریکا اغاز شده است و بر اساس سازهایی چون پیانو ، کنتر باس ـ برای نواختن بیس ـ و درام ـ که یا با چوب یا براش ـ به عنوان سازهای اصلی و ساکسیفون ، ویلون و گیتار که اکثرا" به صورت سلو نواخته می شوند ارکستراسیون برایش نوشته می شود . همچنین در این سبک پرکاشن وجود دارد که معنای هر سازی را می دهد که بشود با ان تولید صدا کرد . هر چیزی که صدایش را در قاب ریتم بنوازیم ،پرکاشن می نامند .
راک :
راک را نیز مانند بقیه سبک ها دارای شاخه ها و زیرشاخه های متعددی است . نوع ارکستراسیون و نوع درامی که در ان نواخته می شود تعیین کننده این نوع موسیقی است چرا که درام در ان عضو اصلی محسوب می شود که با تغییر هر شاخه ، نوازندگی درام هم متفاوت می شود . مثلا" در راک اندرول درام دارای کوک خاصی می شود و یا هارد راک که از درام های سنگین و خشن در ان استفاده می کنند سافت راک دارای درام ملایم تری است و یا هوی متال که ان هم جزء موسیقی های سنگین محسوب می شود چرا که صداهای گیتار برقی به صورت تعمدا" جوری در ان نواخته می شود تا بسیار خشن به گوش برسد . حتی موسیقی اسلویی که با این نوع موسیقی تلفیق می شوند هم زیاد موسیقی های ارامی نیستند .
ا از گروه های راک معروف دنیا می توان به متالیکا و یا گروه راک کلاسیک کویین که سرپرستی اش به عهده یکی از نابغه های عالم موسیقی که شخصی ایرانی به نام مرحوم فرخ بالاسر با نام مستعار فردی مرکوری بود اشاره کرد .
|
|
چند تا اصطلاح رو در موسيقی سنتی بدونیم :
۱ ـ پيش درآمد: پيش درآمد يک قطعه ضربی است که معمولا در ريتم هایR2/4 و R4/4 و ريتم های سنگين نواخته می شود و چون آواز قسمت مشکل دستگاه است نوازندگان پيش درامد را قبل از شروع آواز وبرای دست گرمی می نوازند ومعمولا همه دستگاه و گوشه های آنرا يکبار دور ميزنند .
۲ ـ چهار مضراب: يک قطعه ضربی است که معمولا در ريتم های R6/8 و R6/16 وبه ندرت در ريتم R2/4 نواخته می شود .
۳ ـ رنگ: رنگ هم قطعه ای ضربی است شبيه چهار مضراب ولی طرب انگيز وموکد نواخته می شود .
۴ ـ درآمد: قسمت آغازی واول آواز را درآمد می گويند .
اگر می گویی خواندنم خارج از نت است ، محبوبم
به احساسم لطمه می زنی ، نمی بینی عزیزم
ای کاش گوش هایی مانند تو داشتم
و صدایی که همه احساسم را
در بر داشت
صدایی خداداده
اصرار داری ، موسیقی من بر خلاف قوانین پیش می رود
بله ، اما قوانین هرگز برای بیماران نادان عشق نبودند
این ترانه را برای تو نوشتم
اما اهمیت نمی دهی
اه ، این ترانه ای ناساز است
اما قلب من در ان است
اگر می توانستی قطعی ای را بنوازی ، درک می کردی
که حتی اگر خارج از نت می خوانم اما قلبی نجیب دارم
عکست را با دوربین مورد اطمینانم گرفتم
و حالا همه ان چه ظاهر کرده ام ، درهم است
شاید بیهوده امیدوارم که تو سست شوی ، اه عزیزم
و این قوانین سخت را فراموش کنی که رویاهایم را
از زندگی ، عشق و موسیقی برای ان که می فهمد ، تحلیل می برد
حتی اگرچه ممکن است خارج از نت باشم ، زمانی که سعی می کنم بگویم
چقدر دوستت دارم
تنها نکته مهم ، پیامی ست که برایت دارم
عزیز یگانه من ، دوستت دارم !
به سال ۱۳۰۲ ، مدرسه ی عالی موسیقی تاسیس و در سال ۱۳۰۳ کلوپ موزیکال و ارکستر ان تشکیل یافت . مدرسه موزیک نظام که در دارالفنون بود در سال ۱۳۰۷ منحل و به مدرسه ی موسیقی دولتی تبدیل گشت و پس از پنج سال که از تاسیس ان گذشت و یک دوره شاگرد فارغ التحصیل بیرون داد به هنرستان عالی موسیقی ارتقاء یافت که روسای ان عبارت بودند از : سرتیپ غلامرضا مین باشیان ، کلنل علینقی وزیری ، پرویز محمود ، روبیگ گریگوریان ، بهاءالدین بامشاد ، خانم گیتی امیرخسروی ، غلامحسین غریب گرگانی ، یوسف یوسف زاده ، علی رهبری ۷ ابوالقاسم طالب زاده و ابراهیم روحی فر و در سال ۱۳۲۳ انجمن موسیقی ملی به همت زنده یاد روح الله خالقی تاسیس شد که ارکستر بزرگ و ابرومندی تشکیل داد و چند سال بعد یعنی در سال ۱۳۲۸ ، امتیاز تاسیس هنرستان موسیقی ملی را نیز از وزارت فرهنگ به دست اورد و نخستین کلاس هنرستان در مهرماه همین سال به طور مختلط در ساختمان انجمن موسیقی ملی افتتاح گشت . روسای هنرستان موسیقی ملی به ترتیب : روح الله خالقی ، مهدی مفتاح ، حسین دهلوی ، مصطفی کمال پورتراب ، علی رهبری و دکتر حسن فرشاد بودند . یک سال بعد ،در واقع سال ۱۳۲۹ بر اساس پیشنهاد وزارت فرهنگ و تصویب هیئت دولت ، اداره ی جدیدی به نام اداره ی کل هنرهای زیبا در وزارت فرهنگ تاسیس شد و هنرستان موسیقی زیر نظر و حمایت این اداره قرار گرفت که در سال ۱۳۳۵ به عنوان یک هنرستان رسمی دولتی تابع مستقیم اداره کل هنرهای زیبا درامد .
او کودکی بود
و من کودکی
در پادشاهی در کنار دریا
و من عاشق بودم
با عشقی برتر از خود عشق ...

قسمت دوم :
یکی از بزرگترین مشکلاتی که امروز موسیقی سنتی ، با ان درگیر است ماندن در قالب ها و دستگاه های ثابت است . در واقع به نوعی در جازدن و تکرار در یک قالب که پس از مدتی باعث دلزدگی می شود . در دستگاه های ایرانی دستگاهی به نام شور وجود دارد که حاوی هیجان و نشاط است اما به علت تعصب برخی از استادان روی این موضوع و تعبیر ان به مطرب و بزم از ان کناره گیری کرده و به این دلیل است که ما شاهدیم که روز به روز موسیقی سنتی مان بیشتر به سمت نواهای غم انگیز کشیده شده است . متاسفانه این تعصب بر روی سازها هم وجود دارد . ارائه موسیقی خوب در هر سبکی مستلزم ریشه یابی از یک ساز و یا نوع ان موزیک است اما در ایران بعضی ها این ریشه یابی را تعصب گرایی معنا می کنند و حتی در انتقال این تعصبات به دیگران هم سعی می کنند . که گهگاهی این تعصبات بی مورد و دور از منطق هنری به نظر می رسند در حالی که واقعیت این است که ریشه ای کارکردن یعنی ارزش قائل شدن برای قسمتی از دنیای موسیقی و موزیک که اگر روی قسمت های دیگر موسیقی گردش علمی و عملی داشته باشیم خواهیم دید که هر سبکی برای خود دارای جذابیت ها و کشش های خاصی است که می توان روی ان سبک ها مانور داد و بدین ترتیب موزیک ساخته شده جذاب تر بهگوش می رسد . این یک قانون به اثبات رسیده است که در موسیقی تلفیق سبک ها در جایگاه درست خودشان ، می توانند بهتر به دل بنشینند و خوشبختانه موزیسین های جوان ما به روش استفاده تقریبا" صحیحی از این فرمول رسیده اند و گهگاهی شاهدیم که در موزیک هایی که از سبک های دیگر دنیا استفاده می کنند سازهای سنتی به شیوه زیبایی جایگزین می شود که به خاطر اشنا بودن گوش ما به این سازها ترانه لذن بیشتری برایمان به ارمغان می اورد .
با این که موسیقی ایرانی از حمایت مخصوصی از طرف اغلب روزنامه های کثیرالانتشار و مجلات شناخته شده برخوردار است و صدا و سیما و رادیو هم برای تبلیغ این نوع موسیقی به هر بهانه ای کم نمی گذارد ! اما باز هم شاهدیم که اخیرا"جایگاه این نوع موسیقی دستخوش افت شدیدی شده است که به عنوان یکی دیگر از دلایل مندرس شدن ان باید به جدا شدن اغلب استادان این رشته از مردم عام و دیگر اغشار موسیقی اشاره کنیم چرا که انان در واقع ترجیح می دهند به بهانه ی ارزش نداشتن دیگر موسیقی ها خود را در کنجی به تنهایی تبعید کنند و با القاء افکار و تعصبات خود ، تنها به تربیت شاگردانی که اغلب از فامیلشان می باشند بپردازند در حالی که حضور مستمر و تولد هنرمندانی تازه وارد اما خوشنام و با اتیه در این عرصه و توجه مردم به ان ها و اثار و کلیپ های تلویزیونی شان و یا کلیپ هایی از این دست که توسط برخی از شبکه ها به صورت پراکنده و یا در قالب برنامه هایی خاص تهیه و پخش می شود این حقیقت را به اثبات می رساند که مردم ما تشنه موسیقی سنتی هستند اما نه در قالب همیشگی ! ... پس باید با در نظر گرفتن قالب ها و واژه های زنده ای چون غم ، شادی ، عشق ، جدایی ، عرفان و دین این نوع موسیقی را تولید کرد و در دسترس مردم قرار داد تا همچنان چون گذشته با حفظ سنت اصیل موسیقی ایرانی ، شنونده ها از شنیدن ان لذت ببرند و ان را در سینه خود حفظ کنند چرا که به قول شهراد روحانی ـ کسی که ۳۰ سال دوری از کشورش باز هم در بسیاری از کارهایش از ردیف نوازی های موسیقی ایرانی استفاده می کند ـ << حراست از موسیقی اصیل ایرانی و توانمند کردن ان یک ضرورت است . این موسیقی باید نسل به نسل حفظ شود و جوانان ایرانی به اموختن ان احتمام ورزند اما باید نواوری هایی نیز در ان به وجود اورند . اصولا" رسالت هنرمندان علاوه بر حفظ یک هنر ، به وجود اوردن تغییرات صحیح در ان نیز هست >> .
قسمت اول :

درتمام دنیا با توجه به فرهنگ ها ، ادیان ، زبان و حتی موقعیت زندگی ادم ها و ... موسیقی ای در خور همان مردم ساخته می شود تا بلکه از ان لذت ببرند . در واقع هنرمندان بسیاری از کشورها با رعایت اصول و قواعد جهانی موسیقی ، سعی در حفظ هویتی از موسیقی خود داشته و با استفاده از بعضی سبک ها و ریتم ها و جادادن برخی از سازهای موسیقی ان مملکت در چارچوب متعلق به ان کشور ، موسیقی در خور طبع سامعه ام ملت به وجود بیاورند که نه تنها مورد استقبال مردم همان کشور قرار بگیرد بلکه عقاید و فرهنگ جامعه خود را نیز از این طریق به دنیا معرفی و بشناسانند . مثلا" موسیقی اسپانیایی ، عربی ، افغانی ، هندی و ... که برای تمام دنیا شناخته شده است از این قسم می باشند . در ایران هم موسیقی سنتی ـ و یا به قول خیلی ها ایرانی ـ دارای دستگاه ها و سازهای مخصوص به خود است که نشان دهنده هویت اصلی موسیقی ایرانی است اما باید در ادامه اضافه کرد که حتی با قدمت طولانی این موسیقی ، باز هم متاسفانه برای دنیا درک و فهم و حتی تشخیص دادن این نوع موسیقی کار بسیار مشکلی است .
موسیقی در عصر باستان نه به عنوان هنر جداگانه ، بلکه همراه با سایر رسوم اجتماعی به کار می رفته است که از مهم ترین ان ها می توان به مراسم مذهبی ، جشن ها و عملیات جنگی و اجرای اهنگ های محلی اشاره نمود . نقش های معدودی که از سایر تمدن های باستانی در جنوب غربی ایران به جای مانده است نشانه هایی از سازها و محل اجرای موسیقی در عصر مربوطه را در بر دارند . یکی از قدیمی ترین اثار بازمانده در این مورد که احتمالا" به قرن هشتم قبل از میلاد بر می گردد نقش برجسته ایلامی واقع در << کول فرعون >> است . این نقش که بر اثر گذشت زمان اسیب دیده است ، کاهنان معبدی را نشان می دهد که قربانی خود را هدیه می کنند و سه نوازنده چنگ نواز ( و یا سازی شبیه دف ! ) مشغول نوازندگی هستند.
در دوره ساسانیان رامشگران زیادی به دربار وارد شدند که می توان به افراد برجسته ای چون باربد ، نکیسا ، سرکش ( سرگئی ) ، بامشاد ، رامتین ، سرکب و ازاده ـ چنگ نواز معروف خسرو پرویز ـ اشاره کرد و هر کدام از این موسیقی دانان باعث مباهات ایران و موسیقی ایرانی در زمان خودشان بوده اند و موسیقی ای که ما امروز به نام موسیقی سنتی ان را می شناسیم با ان که بی شک دنباله رو و تقلید کار درستی از موسیقی باستان قدیمی ایران نیست اما مهری است بر اثبات استقلال موسیقی ایران و سازهایی چون سه تار ـ تار و ... جزء سازهایی هستند که در موسیقی سنتی ایران به شدت جای دارند . البته گفتنی است که وقتی اسلام وارد ایران شد به نوعی موسیقی ایرانی هم تحت تاثید موسیقی عربی به خصوص از نظر ساز قرار گرفت و سازهای عربی که معمولا" پوستی اند هم جای بزرگی در موسیقی ایران به خود اختصاص دادند و این در حالی است که می گفتند قبل از ورود اسلام در ایران این موسیقی عربی بوده که از موسیقی ایران تاثیر می گرفته است . یکی از مواردی که ایرانیان از عرب تقلید کردند بعضی اوزان ( ایقاع ) بود که ان هم به صورت کلی نبود . به هر حال این روند ادامه پیدا کرد و موسیقی ایرانی و عربی با تاثیر و یا بی تاثیر گرفتن از هم پا به پا ، با بهره گرفتن از سازها و یا حتی نوع پوشش و اواز خاص خود رشد کردند هر چند که امروز می بینیم گر چه گهگاهی موسیقی ایرانی در جشنواره های مختلف خارجی جوایزی را به دست می اورد اما از نظر مخاطب عام ، برگ برنده در دست موسیقی عربی با سبک شناخته شده جهانی اش است و این در حالی است که موسیقی ایرانی حتی از قدیم نسبت به موسیقی عربی حداقل از نظر پوشش در سطح بالاتری قرار گرفته بوده است !
<< بر گرفته از کتاب : نت احساس ترانه >>

نالد به حال زار من امشب سه تار من
این مایه ی تسلی شب های تار من
ای دل ز دوستان وفادار روزگار
جز ساز من نبود کسی سازگار من
در گوشه ی غمی که فراموش عا لمی است
من غمگسار سازم و او غمگسار من
اشک است جویبار من و نا له ی سه تار
شب تا سحر ترانه ی این جویبار من
چون نشترم به دیده خلد نوشخند ماه
یادش به خیر خنجیر مژگان یار من
رفت و به اختران سرشکم سپرد جای
ماهی که آسمان بربود از کنار من
در حسرت تو میرم و دانم تو بی وفا
روزی وفا کنی که نباید به کار من !